• Menu
  • Menu

ملاقات با آقای گردشگری

یکشنبه 19 آبان برای یک دیدار مهم از لندن عازم مادرید شدم. طبق هماهنگی هایی که از دو ماه قبل انجام داده بودیم، قرار بر این بود که راس ساعت 12 ظهر روز دوشنبه 11 نوامبر یعنی 20 آبان، ملاقاتی با دبیرکل سازمان جهانی جهانگردی و معاونینش داشته باشیم. این ملاقات را به نمایندگی از گروه مالی گردشگری، شرکت سمگا و بانک گردشگری تنظیم کرده بودیم و روسای هر سه مجموعه ذکر شده، به همراه من و مسیح شریف تیم ما را در این جلسه مهم تشکیل میداد.

IMG_6191توضیح زیر:

حاضرین در عکس از چپ به راست: من، علی اصغر سفری (مدیرعامل بانک گردشگری)، مسیح شریف (دوست عزیز من و دیپلمات گردشگری)، مهدی جهانگیری (رییس گروه مالی گردشگری)، طالب ریفاعی (دبیرکل سازمان جهانی جهانگردی)، علی زیرک نژاد (مدیرعامل سِمِگا)، یولاندا پردومو (رییس بخش اعضای وابسته سازمان جهانی جهانگردی)، هری وانگ (معاون رییس بخش آسیا و اقیانوسیه سازمان جهانی جهانگردی)، وانگ شو (دستیار بخش آسیا و اقیانوسیه سازمان جهانی جهانگردی)

.

یکشنبه صبح وارد مادرید شدم و در بدو ورود با چهره پر انرژی و لبریز از خنده مسیح مواجه شدم که چند دقیقه ای زودتر از من به مادرید رسیده بود. از ترمینال 4 باتفاق رفتیم تا ترمینال 1 که قرار بود مدیرعامل سمگا از آنجا وارد شود. از آنجا هم باتفاق یک تاکسی گرفتیم و رفتیم به هتلی که از قبل رزرو کرده بودم. هتل Westin Palace که در فاصله 10 دقیقه ای (پیاده) با میدان سُل به عنوان نقطه اصلی مرکز شهر قرار داره، در مادرید به هتل پالاس معروف هست و پارسال جشن یکصدمین سال بهره برداری از این هتل برگزار شده. این هتل بدون تردید یکی از بهترین تجربه های اقامت من در تمام اقامتهای اروپایی ام بود.

IMG_9555ورودی هتل پالاس و تجمع علاقه مندان موسیقی

.

تا عصری دو بار دیگه هم ناچار شدم مسیر رفت و برگشت هتل- فرودگاه رو طی کنم. یک بار ساعت 15 برای استقبال از مدیرعامل بانک گردشگری و یک بار ساعت 19:30 برای استقبال از رییس گروه مالی گردشگری. عملا تا شب همه اش در رفت و آمد بودم و بی وقفه در تکاپو بودم. شب هم بعد از یک شام اسپانیایی (سبزیجات کبابی) تا دیروقت با مسیح نشستیم برای اصلاح فایل پرزنتیشن که قرار بود در جلسه فردا ارائه کنیم.

.

روز ملاقات

11/11/13 که بیانگر روز یازدهم از ماه یازدهم از سال سیزدهم هزاره سوم بود، روز بسیار مهمی بود. از صبح تا 5 دقیقه قبل از جلسه، بدون هیچ وقفه ای در حال کار بر روی فایل پاورپوینت بودم. از حدود ساعت 11:30 در لابی هتل ملیا کاستیا مستقر شده بودیم که روبروی مقر سازمان جهانی گردشگری بود. درست 5 دقیقه به جلسه از لابی هتل حرکت کردیم به سمت سازمان. در بدو ورود به ساختمان با مسئول پروتکل UNWTO خانم Johanne Thebaud مواجه شدیم که برای استقبال از ما به طبقه همکف اومده بود. این دومین باری بود که من وارد این سازمان می شدم. علیرغم اینکه پوستر زیبایی که امسال از تخت جمشید به عنوان پوستر برگزیده گردشگری طبق نظر مردم انتخاب شده بود، هنوز مسئولین این سازمان، این پوستر رو علیرغم قول قبلی، در محل سالن ورودی سازمان نصب نکرده بودند.

IMG_9503جایی که قراره پوستر ایران جایگزین بشه (این موضوع رو مسیح یادآوری کرد)

.

به طبقه چهارم رفتیم که دفتر دبیرکل در آن قرار داشت. چند ثانیه ای از حضورمان بیشتر نگذشته بود که طالب ریفاعی (Taleb Rifai) آقای گردشگری دنیا به استقبالمان آمد. ابتدا به اتاق کار او رفتیم و پنج دقیقه ای را به گپ زدن گذراندیم. چقدر این مرد انرژی مثبتی دارد و چقدر دوست داشتنی است. بعد از گپ و گفت اولیه، دبیرکل مسلمان و اردنی الاصل سازمان جهانی جهانگردی از ما دعوت کرد تا به اتاق جلسات برویم و بخش اصلی کار را آغاز کنیم.

IMG_6169استقبال اولیه آقای گردشگری

.

IMG_6175گپ و گفت اولیه در اتاق دبیرکل

.

برای اولین بار در جلسه ای حاضر می شدم که نام من از قبل بر روی میز قرار داشت. جلسه در عین صمیمیت، در سطح بسیار بالایی برگزار می شد و حضور در این جلسه واقعا برای من فرصت مغتنمی بود. تیم ما در ابتدا پرزنتیشن خود را ارائه کرد که خوشبختانه این ارائه کاملا طرف مقابل را تحت تاثیر قرار داد. موجز گویی، ارائه حرفه ای (از سوی مسیح)، گرافیک و انیمیشن خوب و محتوای کاربردی ویژگیهای برجسته این پرزنتیشن بود که خوشبختانه کاملا مورد توجه قرار گرفت و آقای دبیرکل هم در صحبتهاش به این موضوع اشاره کرد.

IMG_6180اعضای تیم ما

.

ما در ارائه خودمون، به طور کامل روند تاسیس سمگا، بانک گردشگری و تشکیل گروه مالی گردشگری رو گزارش کردیم و در ادامه هم شرایط موجود رو تشریح کردیم. در انتهای این پرزنتیشن هم 3 درخواست و 3 پیشنهاد ارائه کردیم که بدون استثنا همه اونها به طور جدی مورد استقبال تیم مقابل قرار گرفت. اتفاقا درخصوص یکی از پیشنهاداتی که ما ارائه کردیم، آقای طالب ریفاعی همونجا زمان و مکان تحقق اش رو اعلام کرد و گفت که در برنامه ای که ماه نوامبر سال 2014 در بارسلونا برگزار میشه، اون پیشنهاد ما عملی میشه که در این خصوص مسیولیتی هم به من واگذار شد.

IMG_6179در حال مذاکرات

.

جلسه حدود دو ساعت و نیم طول کشید. وقتی که تموم شد، من و مسیح حدود یک ساعت بیشتر موندیم و هم یه نشست با خانم یولاندا گذاشتیم و هم یه سر به بعضی از بخشهای مختلف سازمان زدیم. تا از سازمان بیرون اومدیم، ساعت حوالی 15:30 بود. تا رفتیم هتل و لباس عوض کردیم و رفتیم برای ناهار، ساعت از 17 هم گذشته بود. تا شب یه دوری توی میدان سُل و میدان مایور و خیابانهای اطرافش زدیم و میان وعده معروف مادریدی ها یعنی churro con chocolate همراه با Pura که یک شیرینی شبیه به بامیه (البته در سایز و شکل متفاوت) همراه با شکلات داغ هست خوردیم.

IMG_9542همراه با رییس گروه مالی گردشگری

.

تا چشم به هم زدیم شب شده بود و احساس خستگی حسابی غلبه می کرد. مسیح سر شب بلیط داشت و ناچار شد ما رو ترک کنه. ما هم شب رو به صبح رسوندیم و بعد از خوردن صبحانه و چک اوت کردن هتل، راه افتادیم به سمت فرودگاه. سفر فشرده و کوتاه به مادرید خیلی زود تموم شد، اما دستاوردهای خیلی خوبی در انتظار خواهد بود، اگر بتونیم توافقات توی جلسه رو به خوبی مدیریت و پیگیری کنیم.

.

پی نوشت:

– هوای مادرید بی نظیر بود. میشد با یک لا پیراهن بیرون چرخید!

– عکسهایی که من در اونها حضور دارم، توسط عکاس سازمان جهانی جهانگردی گرفته شده که باید همینجا ازش تشکر کنم. البته عکس من و آقای جهانگیری رو مسیح گرفت که از او هم ممنونم.

– حضور ما در هتل پالاس هم زمان با حضور گروه موسیقی Back Street Boys بود. در همه ورود و خروج های ما به هتل، همواره شاهد حضور تعداد زیادی از علاقه مندان به این گروه در اطراف ورودی و لابی هتل بودیم.

– در نشست خصوصی که با خانم یولاندا داشتم، موضوع “میهمان نوازی” رو که آرش نورآقایی به همراه یک تیم داره پیگیری می کنه، براش تشریح کردم. اگه همه چی به خوبی پیش بره، به نظرم میشه امیدوار بود که اتفاقات خیلی خوبی رقم بخوره؛ هم برای من، هم برای آرش و هم برای موضوع میهمان نوازی.

– آقای هری معاون بخش آسیا و اقیانوسیه سازمان جهانی جهانگردی، جمله بسیار جالبی گفت: “مردم ایران دوست داشتنی ترین مردم دنیا هستند”. شنیدن این جمله زمانی جالب میشه که بیان کننده اون کسی است که به اکثر کشورهای دنیا سفر کرده و برخورد دهها ملیت رو با گردشگر تجربه کرده. وقتی این جمله رو می گفت، هیچ حس چاپلوسی و یا اغراقی در بیان اش نبود. کاملا حس واقعی اش رو داشت بیان  می کرد.

– بعد از تجربه دو سال برگزاری دوره های آموزشی گردشگری با مسیح شریف در مادرید تحت عنوان دوره های آموزشی موسسه توریزم لیدرز، بالاخره قسمت شد که من و مسیح همزمان با هم در مادرید باشیم. همیشه زمان دوره ها من ایران بودم و مسیح اسپانیا بود. اما بالاخره طلسم شکست و با هم مادرید بودن رو تجربه کردیم. (البته بیشتر زحمات دوره ها واقعا همیشه به گردن مسیح عزیز بود)!

بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرات