• Menu
  • Menu

کرواسی 1 – پلیتویتسه و زادار

کرواسی 1 (پارک ملی پلیتویتسه – شهر بندری زادار)

توی یک کلام می تونم بگم که از رفتن به کرواسی واقعا راضی ام. انصافا با اینکه بنا به دلایلی اجبارا کرواسی رو انتخاب کردم، اما تمام سه جایی که دیدم، زیبا بودن و مطمئنم جاهایی رو هم که ندیدم (مثل دوبرونیک و اسپلیت و کلی شهرهای دیگه) واقعا زیبا هستن. اصلا کرواسی خودش یه سفر درست و حسابی میخواد. مقصد خیلی خوبیه که هم آثار تاریخی چند هزار ساله داره، هم آثار تاریخی چند صد ساله و هم آثار طبیعی بی نظیر. از همه مهمتر این که تا حدود یکی دو سال دیگه هنوز عضو شنگن نیست و ساده میشه ویزاش رو گرفت. و اما سفرنامه…

از وین (که هنوز مطلبش کامل نیست)، با قطار رفتم به سمت کرواسی. برام تجربه شد که دیگه از مرز اروپا با قطار خارج نشم. بخاطر اینکه پلیس کشور شنگن (من از اسلوونی خارج شدم) توی یه شهر مرزی یه بار میاد تو قطار که مهر خروج بزنه و کلی معطلی داره. بعدش هم چند کیلومتر اون ورتر پلیس کشور غیر شنگن (مثل کرواسی) یه بار میاد که تو ویزای خودش مهر ورود بزنه. هر دوتاشون هم معطلی دارن و چون بنده های خدا اونجا بیکارن، به مسافرا گیر می دن و وسیله هاشون رو میگردن و… . خلاصه تجربه شد. تجربه هم نه ارزون به دست میاد، نه ساده!

آخر شب رسیدم کرواسی و توی زاگرب خوابیدم. صبح زود از ترمینال اتوبوس راه افتادم به سمت پارک ملی پلیتویتسه. سیستم اتوبوس توی کرواسی خیلی گسترده تر از سیستم قطاره. هم برای مقاصد مختلف اتوبوس هست (که با قطار برای خیلی از شهرهای مهم کرواسی نیست)، هم سرعت رسیدن به مقصد با اتوبوس خیلی بیشتره (توقف قطار خیلی زیاده؛ یه مسیر 3:30 ساعته با اتوبوس رو قطار توی 6 تا 7 ساعت میره. یعنی حدود دو برابر!).

واحد پول کرواسی کونا است. هر یورو حدود 7.1 تا 7.3 کونا میشه. بلیط اتوبوس 90 کونا بود برای مسیر حدودا 2 ساعته. بیشتر اتوبوس هم مسافرای پارک ملی و دریاچه پلیتویتسه بودن. جالبه که کلی از محلی ها هم سوار اتوبوس بین شهری میشدن که به ده یا شهر کوچک خودشون در بین راه برن و در طول مسیر که شاید 45 دقیقه هم طول می کشید، می ایستادن. مثل اتوبوس شهری! یه توریست هم بود که برای پلیتویتسه بلیط گرفته بود، اما جا نبود بشینه! نگو یکی از همین محلی ها که نیم ساعت بعد پیاده شد، جاش رو گرفته بود. آخه خیلی مقید نیستن که طبق شماره بشینن. برای همین معلوم نیست که کی کجا میشینه.

پارک (دریاچه) ملی پلیتویتسه (Plitvice Lakes National Park):

من توی اینترنت نتونستم خیلی جستجو کنم تا اطلاعات مناسبی به دست بیارم. کتابم هم کشور کرواسی رو نداشت. برای همین اطلاعاتی رو که شفاهی از محلی های اونجا گرفتم می نویسم که شاید الزاما درست نباشه.

 

 

این پارک حدود 295 کیلومتر مربع مساحت داره و شامل مجموعه ای است از صدها آبشار، دهها دریاچه کوچک و بزرگ، دهها کوه، انواع و اقسام هزاران درخت زیبا، نیزارها، گلها و هر چه زیبایی طبیعی است که خدا روی زمین آفریده. دو تا سیستم حمل و نقل اونجا هست، قایق (هم کوچک و هم اتوبوس های دریایی) و هم اتوبوس که دور دریاچه می چرخه. چند تا ایستگاه دارن هر کدوم از اینها که معمولا توریست ها با یکی اش تا یه جایی میرن و از اونجا تا ایستگاه وسیله بعدی، پیاده میرن. سرتاسر این وسعت پهناور رو پل های چوبی بسیار زیبا ردن که میشه کل این پارک رو پیاده طی کرد. یعنی باید پیاده رفت تا زیبایی ها رو دید. در بدو ورود تابلوهایی هست که کل پارک رو نشون میده و چند تا برنامه پیشنهادی هم داده که از کجا با کدوم وسیله به کجا بریم و بعد چه مسیری رو پیاده بریم و با چه وسیله ای برگردیم.

پارک ملی و طبیعی پلیتویتسه در سال 1979 (من یک ساله بودم!) در فهرست میراث طبیعی یونسکو به ثبت رسیده و واقعا ارزش این رو داره که آدم زحمت کرواسی رفتن رو (حتا با قطار!) به خودش بده. انواع و اقسام حیوانات جنگلی، آبی، آسمانی، زمینی و… هم درونش هست که البته من فقط آسمانی و آبی اش رو دیدم.

 

 

 زادار (Zadar)

زاگرب رو که مستقیم به سمت جنوب بیایم پایین، تلاقی اش با دریای آدریاتیک میشه زدر. شهر نسبتا کوچکی که در نگاه اول چندان جذاب به نظر نمیاد (مبدا ورودی شهر یعنی ترمینال). اما همین که پا تو بخش تاریخی اش میذاری، دیگه دلت نمیخواد بری!

یک شهر پر جنب و جوش و زیبا که بسیار انرژی مثبتی داره. این بخش تاریخی تقریبا توی دل آب قرار داره و ارتباطش با خشکی فقط از سمت جنوب شرقی ممکنه. از طریق شمال شرقی هم پلی رو زدن که ارتباطش رو با بخش جدیدتر زدر برقرار میکنه. شمال این بخش تاریخی هم بندر و محل پهلو گرفتن کشتی ها است (به زبون خودشون بدر میشه مارینا). مساحت کل بخش تاریخی زادار حدود 10 کیلومتر مربعه که حدودا 2 کیلومتر شمال تا جنوب و حدود 500 متر هم عرضشه. البته مساحت کل زدر، دهها برابر اینه و خیلی بزرگتر از این حرفا است. کلا چند تا جاذبه انگشت شمار بیشتر اونجا نیست، اما دیدنش واقعا ارزش داره. کلی هم تورهای چند ساعته و نیم روزی و یک روزی داره که دیدن جادبه های دریایی و البته تاریخی اطراف رو با قایق شامل میشه.

مهمترین و قدیمی ترین بخش شهر، بقایای فروم رومی ها است که به نام Roman Forumمیشناسنش. همین طور دیوار تاریخی دور شهر که محدوده شرقی- شمالی شهر رو شامل میشه به همراه دروازه تاریخی شهر از مهمترین جاذبه های زدر میشه عنوان کرد.

کلیسای سنت آناستازیا بارویی داره که میشه ازش بالا رفت و شهر رو دید. تجربه دیدن حدود بیست شهر اروپایی ثابت کرده که تقریبا همه این شهر ها یه چیزی برای بالا رفتن دارن که از بالاش بشه شهر رو دید. حالا یا باروی کلیسا، یا قلعه، یا دیوار شهر، یا گنبد کلیسا و… .

دو تا جاذبه جدید هم در شمال غربی شهر، کنار دریا ساختن که یکی اش ارگ دریایی (Sea Organ) است که با موج دریا، موسیقی می نوازه و بسیار حس خوبی داره. دومیش هم یک صفحه گرده که نور رو منعکس می کنه و سایه رنگی میسازه. اسم این رو هم گذاشتن سلام (یا احترام) به خورشید (Greeting to the Sun).

البته که بناها و کلیساهای تاریخی دیگه ای هم اونجا هست که دیدنشون خالی از لطف نیست و فقط به اسمشون اشاره می کنم. میدان اصلی شهر (همراه با اینترنت وایرلس رایگان)، 5 تا چرخ چاه تاریخی، کلیساهای سنت سیمون و سنت میشل، صومعه های سنت ماری و سنت فرانسیس و کلیسای سنت چریسوگونوس. جاتون خالی یه غذایی رو هم توی یه رستوران دیدم که از ظاهرش و رنگ و لعابش خیلی خوشم اومد. منم سفارش دادم اسمش باگت بود، ولی فکر نمی کردم که واقعا فقط باگت باشه! یه نون باگت بود که لای نون رو سس گوجه زده بودن و روش هم پنیر! این هم از شام محلی… . ضمنا شب رو هم توی یه اتاق توی خونه یکی از ساکنین محلی زدر گذروندم. چون که این شهر توریستیه، خیلی از ساکنینش اتاق اجاره میدن. یه بنده خدایی اومده بود توی ترمینال و پیشنهاد داد که اتاق کرایه کنم. چون قبلا این مطلب رو میدونستم که این کار اینجا عرفه، منم قبول کردم. حسنش این بود که با وسیله شخصی اش من رو برد تا اونجا و از اونجا هم باز برد تا بخش تاریخی. البته بماند که شب ساعت 1 راه رو یه کوچه اشتباه رفتم و درست 3 کیلومتر اون طرف تر سر در آوردم. اما بالاخره خوابیدم.

بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرات