• Menu
  • Menu

از لندن تا استادیوم تاریخی المپیک آتن

نمیدونم در طول روزهای برگزاری المپیک در لندن، چقدر فرصت داشتید که پای دیدن بازیها بشینید و از دیدن ورزشهای جذاب و رقابتهای داغ لذت ببرید؟ اگه همچین فرصتی رو توی این روزا داشتید، پس حتما تحت تاثیر فضای المپیکی این روزها قرار گرفتین و با من هم عقیده هستید که این روزها به واسطه بازیهای المپیک، حال و هوای خاصی وجود داره. توی همه جای دنیا از جمله ایران، همه با جدیت و علاقه مسابقات و مدال ها و برنده ها و بازنده ها رو پیگیری و دنبال کردن.

نمیدونم چرا این حس و حال من رو برد به آتن؛ جایی که اولین المپیک اونجا برگزار شد. یاد سفر به آتن و حال و هوای خاص اونجا افتادم. آخه یکی از جاهایی که توی آتن بازدید کردم، استادیوم اولین المپیک بود که با ظاهری متفاوت نسبت به استادیوم های فعلی، مسابقات المپیک بیش از یک قرن پیش در اون برگزار شده بود. همین بهونه ای شد که برم سراغ سفرنامه آتن خودم و حسابی خاطرات اون سفر برام تداعی شد. با توجه به اینکه توی سفرنامه آتن هیچ عکسی نذاشته بودم، دیدم حیفه که عکس های اولین استادیوم المپیک رو نذارم اینجا. این شد که این مطلب الآن روی سایت من قرار گرفته! قبل از اینکه عکس های خودم رو از استادیوم المپیک 1896 آتن بذارم، اطلاعاتی رو راجع به تاریخچه المپیک و روند شکل گیری اون نوشتم که منبع اون ویکی پدیا است.

.

نمای کلی استادیوم المپیک 1896 آتن

.

تاریخچه بازیهای المپیک:

بازیهای المپیک در ابتدا یک جشن مذهبی بود که برای ادای احترام به زئوس (خدای خدایان یونان) در صحن مربوط به او برگزار می‌شد. این مسابقات هر چهار سال یک بار و از سال ۷۷۶ قبل از میلاد در المپیا که محل صحن زئوس بود برگزار می‌شد.
افسانه‌های زیادی پیرامون پیدایش مسابقات المپیک به وجود آمده‌است: بر اساس یک داستان، هرکول (که در اساطیر یونانی نیم خدا بود) آن را جهت تجلیل از فتوحات بی نظیرش بوجود آورد. بر اساس افسانه‌های دیگر زئوس و کرونوس، دو خدای یونان باستان، با یکدیگر بر سر فرمانروایی المپیا به جدال برخاستند که نهایتاً زئوس به پیروزی نائل آمد. بر اساس این داستان مسابقات المپیک یادبود این پیروزی می‌باشد.
در دوران باستان تنها مردان یونانی که آزاد (و نه برده) متولد شده بودند می‌توانستند در مسابقات در جشن مذهبی زئوس شرکت کنند. زنانی که مجرد بودند در تاریخ دیگری به احترام هرا همسر زئوس و مادر هرکول، به مسابقه می‌پرداختند. زنهای ازدواج کرده حق شرکت در مسابقات را نداشته و در صورت مخالفت باید بهای آن را با جانشان می‌پرداختند. مسابقات المپیک در بین یونانی‌ها از اهمیت زیادی برخوردار بود چنانکه مورخین یونانی در دوران باستان، از آن به عنوان یک واحد برای اندازه گیری زمان استفاده می‌کردند. یک «المپیاد» بیانگر چهار سال می‌بود.
مسابقات در ابتدا تنها شامل «مسابقه دو» بود، ولی بعدها کشتی، بوکس و پرش به آن اضافه شد. شرکت کنندگان که متشکل از افرادی که ثروت و وقت کافی داشتند که به تمرین ورزشی بپردازند. افراد در این مسابقات به صورت شخصی شرکت می‌کردند و نه به عنوان نمایندگان از شهر یا ناحیه‌ای خاص. تمرکز اصلی این مسابقات بر روی ویژگی‌های مردانه مانند قدرت و ورزیدگی که فرهنگ یونانی آن زمان ارج می‌نهاد پایه گذاری شده بود. بر خلاف سنت جاری در ناحیه مدیترانه که بر پوشیدگی تأکید داشت، شرکت کنندگان برهنه در مسابقات شرکت می‌کردند (کلمه «ژیمناستیک» به عنوان مثال از کلمه یونانی به معنی «برهنه» می‌آید). مورخین نظریات متفاوتی جهت توضیح این موضوع ارایه کرده‌اند: حضور برهنه در بین عموم مردم بدون اینکه شخص تحریک جنسی بشود نشانگر کنترل شخص بر خودش است یا لخت بودن بخشی از مراسم مذهبی بود که بر مفهوم گذرا بودن تأکید می‌کرد یا عقیده به اینکه برهنگی قدرت جادویی به آنها در مقابل صدمات می‌داد و یا اینکه برهنگی لباس مخصوص افراد از طبقه بالا بود… چیزی که به هر حال مشخص است این است که یونانی‌ها برهنگی را خجالت آور نمی‌دانستند.
در زیر و روی تاریخ یونان و آثار کشف شده به سال ۷۶۶ پیش از میلاد مسیح برخورد می‌کنیم که «تیمائوس» نخستین مورخ یونانی در نوشته‌های خود از مردی بنام «کره ابوس» یاد کرده‌است که در راه رفتن از همه سریعتر بوده‌است.
این جشنها بیشتر از آن جهت که عاملی بود برای ورزیده شدن و آماده کردن جوانان برای مقابله با هر نوع تجاوز بخاک یونان رونق گرفت. رشته‌های ورزشی برگزار شده در ادوار مختلف این مسابقات شامل ماده‌های مختلف مسابقات دو، پرش، پرتاب دیسک، پنجگانه باستانی، مشتزنی، کشتی، پانکریشن، اسب‌دوانی و ارابه رانی می‌شد.
نوباوگان، جوانان و پهلوانان جداگانه به مبارزه می‌پرداختند، در حاشیه المپیک مسابقه‌های شعر و شاعری، سخن‌وری و موسیقی هم برگزار می‌گردید. جشن‌های «المپیا» ادامه داشت تا سال ۳۹۴ که امپراتور روم آن‌را تعطیل کرد. این تعطیلی طولانی سبب ویرانی «المپیا» و نیایشگاه «زئوس» نماد قدرت و پهلوانی گردید.

نمایی از معبد زئوس با دورنمایی از آکروپولیس

.

احیای مجدد در دوران مدرن
یک باستان‌شناس آلمانی به نام «کورتیوس» در دل تپه‌های خاموش «المپیا» به کاوش پرداخت، و آثار شگفتی را کشف کرد. فکر احیای این بازیها قوت گرفت و با هزاران دشواری مردی شریف، انسان دوست و دانشمند بنام «پی‌یر بارون دوکوبرتن» فرانسوی به کمک دوستان خود در سال ۱۸۸۹ در پاریس همایشی تشکیل داد و اساس بازیهای جدید المپیک را پی نهاد.
بازیهای المپیک با الهام ازاین نام و این دورهای قهرمانی بوجود آمد. رسماًازسال۱۸۹۶ بود که درآتن انجام گرفت وپس از آن هر چهارسال یکباردرنقاط مختلف جهان انجام گرفته‌است و فقط سه دوره به دلیل جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم انجام نپذیرفت.

پرچم رسمی المپیک بر فراز استادیوم تاریخی المپیک آتن

.

استادیوم المپیک پاناتینایکو (Panathenaic Stadium or Panathinaiko)

خیلی حس خوبی ایجاد میشه وقتی توی استادیومی قدم میزنی که زادگاه المپیک بوده. ظاهر استادیوم تداعی کننده تعداد محدود رشته های ورزشی مسابقات است و نشون میده که چند رشته بسیار محدود برای مسابقات وجود داشته که پایه همشون دو میدانی بوده.


  داخل استادیوم، پس از عبور از ورودی

.

جالبه بدونید که این استادیوم برای اولین بار در سال 566 قبل از میلاد ساخته شده و در سال 329 قبل از میلاد هم دوباره سازی شده. اما بازسازی های دوباره ای که در سال 1969 و همین طور دز سالهای 1985 تا 1986 انجام شد، این استادیوم رو آماده برگزاری مسابقات المپیک تابستانی 1986 کرد. البته یک بار دیگه هم از سال 2000 تا 2004 بازسازی هایی توی این استادیوم انجام شد و از این فضا برای برگزاری مسابقات تیر و کمان المپیک 2004 آتن استفاده شد.

ظرفیت فعلی این ورزشکاه حدود 45000 نفره، اما این ظرفیت در ابتدا 50000 نفر بوده و در سال 1896 هم ظرفیتش به 80000 نفر رسیده بوده! 

نمایی از فضای کلی استادیوم، از بالای سکوی تماشاگران در مجاورت ورودی

.

مثل خیلی از سایت های دیدنی دیگه اروپا، یه سری هدفون اونجا هست که دم درب ورود (با زبان انتخابی) بهت میدن. اونها رو که روی گوش ات میذاری، حس حضورت در اولین استادیوم المپیک چند برابر میشه. چون همون اول که صدای تماشاگرا رو میشنوی، خودت رو در سالها قبل و در داخل استادیوم پر از تماشاگر حس میکنی. هم روی دستگاه پخش این صدا و هم در بخش های مختلف استادیوم اعداد مشابهی وجود داره که وقتی توی هر بخش استادیوم قدم میزنی؛ باید عدد مربوط به اون بخش رو روی دستگاه فشار بدی تا توضیحات مرتبط با اون بخش رو در قالب نمایش های رادیویی شنید.

نمایی کلی از فضای استادیوم خالی و بدون تماشاگر

.

و استادیومی پر از تماشاگر از همان زاویه

.

انتهای زمین این استادیوم، یک مجسمه دو طرفه وجود داره که من نمیدونم تندیس چه شخصیتیه. اما احتمال میدم که یکی اش مربوط به زئوس باشه. در نقطه مقابل این مجسمه دو طرفه، یک دری وجود داره که یک دالان بلند به اون وصل هست و میشه وارد اون شد. به احتمال زیاد این دالان به محل استقرار یا محل تمرین ورزشکارها وصل میشده و از طریق این تونل بوده که ورزشکارها به میدون مسابقه وارد و یا از اون خارج میشدن.

مجسمه ای دو طرفه در انتهای ورزشگاه؛ روی دیگر این مجسمه یک چهره جوان بود

.

ورودی دالانی که توضیح دادم

.

و این هم نمایی از داخل دالان یا تونل

.

یکی از چیزای جالب که توی این استادیوم میشه دید، مجل هایی است که برای خوردن آب تعبیه شده که البته نمیتونه خیلی قدیمی باشه. اما الان کاملا با فضای استادیوم همراه شده و کاملا جلب توجه میکنه.

آبخوری های تاریخی المپیکی

.

من توی بدترین ساعت روز، به این استادیوم رفتم و بخش های مختلف اون رو دیدم و از شدت گرما و عرق کردن، خیس خیس بودم! اونجا خیلی از بازدید کننده ها میرفتن و یک دور به دور زمین – مثل دونده های مسابقات المپبک – می دویدن که خیلی حس نوستالژیکی داشت. بازار عکس هم که در حالت دونده و پرش و … داغ داغ بود.

یک استادیوم تاریخی و چند توریست – دونده

.

آماده! سه…. دو…. یک…. آتش

.

و این هم تلاش من برای تجربه حس نوستالژیک دویدن در جای بزرگان!

.

بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرات