• Menu
  • Menu

Genel

جا ماسکی

جا ماسکی

کرونا که نبود، ما دو «جا»ی آویزان کردنی در خانه‌هایمان داشتیم. نقاط یا وسیله‌هایی که اسم شان با «جا» شروع می شود و از...

آغوش

آغوش

سرماي دستانت هنوز پهلوهايم را مي‌لرزاند  . آتش لبهايت همچنان سر تا پايم را مي‌سوزاند  . و برجستگي‌هايت حفره‌اي در قلبم...

به ایران بیایید

به ایران بیایید

Come2Iran  شاید این روزها درباره کمپین Come2Iran شنیده باشید. کمپینی که در آن مردم ایران در پیام‌هایی ویدیویی مردم دنیا...

حرارت

حرارت

دوست داشتنت مثل نگاه داشتن کُنده‌ای سوزان در دستانی یخ زده است . فشردنش سوختن است و رها کردنش انجماد . و من به ثانیه‌ای...

دلم برای آنچه نیستیم می‌سوزد…

دلم برای آنچه نیستیم می‌سوزد…

یک در دفتر کار نشسته‌ام. به کارمند آژانس مسافرتی زنگ می‌زنم. از او می‌خواهم قیمت پرواز برای مقصد لندن در روزهای ابتدایی...

کابوس

کابوس

نفرتم از این روزها شبیه به هوشیار شدن مستــــــی است که سردیِ بوسه‌ای تلخ او را از عمقِ خیالِ آغوشِ معشوق به تلخیِ...

شکایت

شکایت

بديِ دوست داشتن تو اين است.كه وقتي تشويشِ تنهايي اثبات مي كند.كه گاهي بايد دستي باشد  تا دست ات را وقت چكيدن اشك كمي...

دیدار

دیدار

“رقص” يعني حركتِ مواجِ برقِ درخشاني كه در نمناكيِ چشم‌هاي معصوم‌ات موج مي‌زند؛ . “شوق” يعني...