• Menu
  • Menu

طراحی سفر با برنامه سفر چه فرقی دارد؟

برنامه سفر به شما می‌گوید کجا بروید و چه کار کنید؛ اما طراحی سفر از شناخت خود شما شروع می‌شود. در این مقاله تفاوت Travel Design و Itinerary را با مثال‌های واقعی بررسی می‌کنیم و می‌بینیم چرا یک سفر خوب فقط به برنامه‌ای دقیق نیاز ندارد.

تصور کنید یک متخصص تغذیه، یک برنامه غذایی هفت‌روزه آماده کرده و همان برنامه را به همه می‌دهد؛ به یک مرد ۲۵ ساله ورزشکار، یک زن ۶۰ ساله، یک نوجوان در سن رشد، کسی که می‌خواهد وزن کم کند و کسی که اتفاقاً باید وزن اضافه کند.

ممکن است تمام غذاهای این برنامه سالم باشند. شاید میزان کالری هر وعده هم دقیق محاسبه شده باشد. حتی ممکن است ساعت صبحانه، ناهار و شام هم مشخص شده باشد.

اما یک سؤال ساده وجود دارد: این برنامه برای چه کسی نوشته شده است؟

اگر جواب این سؤال را ندانیم، تمام آن دقت و جزئیات لزوماً برنامه را به برنامه مناسبی تبدیل نمی‌کند.

در سفر هم تقریباً با همین مسئله روبه‌رو هستیم.

اگر عبارت «برنامه پنج‌روزه پاریس» را جست‌وجو کنید، احتمالاً ده‌ها برنامه پیدا می‌کنید. یکی از آنها ممکن است به شما بگوید:

روز اول: برج ایفل و شانزه‌لیزه
روز دوم: موزه لوور و مرکز تاریخی پاریس
روز سوم: دیزنی‌لند
روز چهارم: محله‌گردی و مونمارتر
روز پنجم: خرید

آیا این برنامه بد است؟

لزوماً نه.

اما من قبل از اینکه چنین برنامه‌ای برای شما بنویسم، چند سؤال دارم.

چند سالتان است؟ چند نفر هستید؟ اولین بار است به پاریس می‌روید یا پنجمین بار؟ کودک همراهتان است؟ فرد سالمند در جمع دارید؟ چقدر می‌توانید پیاده‌روی کنید؟ هنر برایتان مهم است؟ اهل موزه هستید؟ خرید چقدر برایتان اهمیت دارد؟ غذا چه جایگاهی در سفرتان دارد؟ بودجه‌تان چقدر است؟ صبح‌ها زود بیدار می‌شوید؟ شب‌ها دوست دارید بیرون باشید؟

و شاید مهم‌تر از همه:

اصلاً چرا دارید به پاریس می‌روید و از این سفر چه می‌خواهید؟

اینجاست که تفاوت میان برنامه سفر و طراحی سفر شروع می‌شود.

برنامه سفر از مقصد شروع می‌شود؛ طراحی سفر از مسافر

این شاید ساده‌ترین تعریف برای تفاوت این دو باشد.

یک برنامه سفر یا Itinerary معمولاً تلاش می‌کند به این سؤال پاسخ دهد که در یک مقصد، در زمانی که در اختیار داریم، کجا برویم، چه کار کنیم و با چه ترتیبی پیش برویم.

اما طراحی سفر یا Travel Design یک مرحله عقب‌تر می‌رود و قبل از پاسخ‌دادن به این سؤال‌ها می‌پرسد:

این سفر را برای چه کسی داریم می‌سازیم؟

همین تفاوت کوچک، تقریباً تمام تصمیم‌های بعدی را تغییر می‌دهد.

فرض کنید دو خانواده دقیقاً پنج روز برای پاریس وقت دارند.

خانواده اول، پدر و مادری جوان با یک کودک هفت‌ساله‌اند. اولین سفرشان به پاریس است، فرزندشان مدت‌هاست رؤیای دیزنی‌لند را دارد، علاقه زیادی به موزه ندارند و ترجیح می‌دهند سفرشان بیش از حد فشرده نباشد.

مسافران دوم یک زوج ۵۵ ساله‌اند. برای سومین بار به پاریس می‌روند، عاشق هنر، معماری و غذا هستند، بخش عمده جاذبه‌های مشهور شهر را قبلاً دیده‌اند و دیزنی‌لند هیچ جذابیتی برایشان ندارد.

مقصد هر دو پاریس است.

تعداد روزهایشان هم یکی است.

اما چرا باید برنامه سفرشان شبیه هم باشد؟

پاریس یکی است؛ سفرها نباید یکی باشند.

برنامه سفر می‌تواند عمومی باشد؛ طراحی سفر نمی‌تواند

برنامه سفر الزاماً چیز بد یا ساده‌ای نیست. اتفاقاً یک Itinerary خوب می‌تواند بسیار دقیق و کاربردی باشد؛ ساعت بازدید، مسیر رفت‌وآمد، زمان تقریبی هر جاذبه، رستوران و حتی هزینه‌ها را هم مشخص کند.

اما ممکن است همان برنامه را صدها نفر دیگر هم استفاده کنند.

طراحی سفر ذاتاً چنین نیست.

وقتی درباره Travel Design صحبت می‌کنیم، منظور سفری است که بر اساس ویژگی‌ها، علایق، محدودیت‌ها و اولویت‌های یک فرد یا یک گروه مشخص ساخته می‌شود؛ چیزی که در صنعت سفر با اصطلاح‌هایی مانند Tailor-made Travel یا Bespoke Travel هم به آن نزدیک می‌شویم.

بنابراین تفاوت طراحی سفر و برنامه سفر در تعداد صفحات یا میزان جزئیات آنها نیست.

ممکن است یک برنامه سفر عمومی ۳۰ صفحه باشد و یک طراحی سفر در نهایت برنامه‌ای ده‌صفحه‌ای تولید کند.

تفاوت در منطق ساخته‌شدن آنهاست.

تفاوت‌های اصلی طراحی سفر و برنامه سفر

اگر بخواهیم تفاوت این دو را کاملاً روشن کنیم، می‌توانیم آنها را این‌طور کنار هم قرار دهیم:

برنامه سفر طراحی سفر
از مقصد شروع می‌شود از مسافر شروع می‌شود
می‌تواند برای تعداد زیادی از مسافران یکسان باشد برای یک فرد یا گروه مشخص ساخته می‌شود
سؤال اصلی این است: «کجا برویم و چه کار کنیم؟» ابتدا می‌پرسد: «این مسافر چه تجربه‌ای می‌خواهد؟»
معمولاً اطلاعات محدودی از مسافر لازم دارد سن، تعداد نفرات، علایق، تجربه سفر، توان جسمی، بودجه، محدودیت‌ها و هدف سفر اهمیت دارند
جاذبه‌ها را در یک برنامه قرار می‌دهد جاذبه‌ها و تجربه‌ها را انتخاب، حذف و اولویت‌بندی می‌کند
می‌تواند ریتم ازپیش‌تعیین‌شده‌ای داشته باشد ریتم سفر را با انرژی و سبک مسافر هماهنگ می‌کند
مسیر بازدیدها را مشخص می‌کند مسیر را بر اساس جغرافیا، زمان، کیفیت تجربه و شرایط مسافر بهینه می‌کند
می‌تواند وسیله رفت‌وآمد را پیشنهاد دهد بین زمان، راحتی، هزینه و کیفیت تجربه برای انتخاب حمل‌ونقل تصمیم می‌گیرد
هزینه‌های سفر را تخمین می‌زند تصمیم می‌گیرد کجا ارزش دارد هزینه کنیم و کجا نه
ممکن است هزینه‌های ناشی از انتخاب اشتباه، مسیر نامناسب یا رزرو نادرست ایجاد شود هزینه طراحی وجود دارد، اما تصمیم‌های آگاهانه می‌توانند بسیاری از هزینه‌های قابل‌اجتناب را کاهش دهند
خروجی اصلی یک Itinerary است یکی از خروجی‌های فرایند طراحی، Itinerary است
می‌تواند استراتژی انتخاب محل اقامت داشته باشد
رزروهای ضروری و اولویت آنها را مشخص می‌کند
برای بعضی بخش‌های سفر گزینه جایگزین طراحی می‌کند
زمان مناسب تجربه‌ها را بر اساس شرایط واقعی مقصد در نظر می‌گیرد
بودجه، زمان و انرژی مسافر را هم‌زمان مدیریت می‌کند
نتیجه، یک برنامه برای سفر است نتیجه، سفری طراحی‌شده برای شما است

و اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد:

برنامه سفر رقیب طراحی سفر نیست؛ یکی از خروجی‌های آن است.

وقتی سفر طراحی شد، در نهایت به یک برنامه اجرایی هم نیاز داریم. Itinerary همان چیزی است که تصمیم‌های گرفته‌شده در فرایند طراحی را به روزها، ساعت‌ها و فعالیت‌های قابل اجرا تبدیل می‌کند.

طراحی سفر یعنی گاهی چیزی را حذف کنیم

یکی از اشتباهات رایج در برنامه‌ریزی سفر این است که کیفیت برنامه را با تعداد چیزهایی که در آن جا داده‌ایم اندازه بگیریم.

پنج روز پاریس داریم و می‌خواهیم تا جای ممکن جاذبه ببینیم.

ایفل را اضافه کنیم. لوور را هم بگذاریم. ورسای را نباید از دست داد. دیزنی هم معروف است. مونمارتر هم باید باشد. خرید هم لازم است. یک سفر یک‌روزه دیگر هم شاید بتوانیم گوشه برنامه جا بدهیم.

اما طراح سفر باید بتواند سؤال دیگری بپرسد:

کدام‌یک را نباید برویم؟

شاید برای همان زوج ۵۵ ساله، حذف دیزنی‌لند بدیهی باشد.

شاید برای خانواده دارای کودک، سه ساعت حضور در لوور هیچ ارزش خاصی ایجاد نکند.

شاید برای کسی که فقط پنج روز وقت دارد، رفتن به یک جاذبه دورتر به معنای از دست دادن تقریباً یک روز باشد و تجربه‌ای که در مقابل دریافت می‌کند ارزش آن زمان را نداشته باشد.

طراحی سفر فقط هنر اضافه‌کردن نیست.

بخش مهمی از آن هنر حذف‌کردن است.

حتی یک جاذبه یکسان را می‌توان متفاوت تجربه کرد

حالا فرض کنیم بعد از شناخت خانواده اول به این نتیجه رسیدیم که دیزنی‌لند باید حتماً در سفرشان باشد.

در یک برنامه سفر می‌توانیم بنویسیم:

روز چهارم: دیزنی‌لند پاریس

اما در طراحی سفر تازه بخشی از کار شروع شده است.

کدام روز سفر برای دیزنی مناسب‌تر است؟ چه ساعتی باید از هتل حرکت کنند؟ بهتر است با چه وسیله‌ای بروند؟ چه زمانی وارد مجموعه شوند؟ کدام تجربه‌ها برای سن کودکشان اولویت بیشتری دارند؟ چه چیزهایی نیاز به رزرو قبلی دارد؟ چه زمانی منطقی است برگردند؟ آیا بعد از برگشت باید فعالیت دیگری در برنامه باشد یا همین روز به اندازه کافی سنگین است؟

اینجا همان جایی است که جزئیات اجرایی وارد طراحی سفر می‌شوند.

اما این جزئیات علت اصلی تفاوت Travel Design و Itinerary نیستند؛ نتیجه تفاوتی هستند که خیلی قبل‌تر اتفاق افتاده است.

چون اول تصمیم گرفته‌ایم چه چیزی برای این مسافر مناسب است و حالا تلاش می‌کنیم بهترین شکل تجربه‌کردن آن را طراحی کنیم.

طراحی سفر فقط زمان را مدیریت نمی‌کند؛ انرژی را هم مدیریت می‌کند

روی کاغذ خیلی کارها امکان‌پذیرند.

می‌توان صبح سه ساعت در لوور بود، بعد چند کیلومتر در مرکز پاریس قدم زد، یک جاذبه دیگر دید، عصر خرید کرد و شب هم برای یک شام مفصل رفت.

از نظر ساعت شاید همه اینها در یک روز جا شوند.

اما سفر را ساعت انجام نمی‌دهد؛ انسان انجام می‌دهد.

مسافر در پایان سه ساعت موزه چه میزان انرژی دارد؟ کودک بعد از یک روز دیزنی چه حالی دارد؟ فرد سالمند چقدر پیاده‌روی می‌تواند انجام دهد؟ آیا بعد از یک روز شلوغ، شام رسمی تجربه جذابی است یا فقط یک تعهد دیگر در برنامه؟

به همین دلیل در طراحی سفر، سؤال فقط این نیست که:

«آیا وقتش را داریم؟»

گاهی سؤال مهم‌تر این است:

«آیا انرژی‌اش را هم داریم؟»

جغرافیا هم بخشی از طراحی سفر است

دو برنامه ممکن است دقیقاً پنج جاذبه یکسان داشته باشند، اما کیفیت اجرای آنها کاملاً متفاوت باشد.

اگر صبح در شرق شهر باشیم، ظهر برای یک جاذبه به غرب برویم و عصر دوباره به همان محدوده صبح برگردیم، بخشی از سفر را صرف رفت‌وآمدی کرده‌ایم که می‌شد از ابتدا حذفش کرد.

برای همین هنگام طراحی یک روز فقط به فهرست جاذبه‌ها نگاه نمی‌کنیم.

موقعیت جغرافیایی، ساعت مناسب بازدید، روز هفته، زمان جابه‌جایی، ازدحام، محل اقامت و ریتم مسافر باید در کنار هم دیده شوند.

گاهی جابه‌جایی فقط دو نقطه در برنامه می‌تواند یک روز خسته‌کننده را به یک روز روان تبدیل کند.

طراحی سفر گران‌تر است یا ارزان‌تر؟

در نگاه اول ممکن است پاسخ واضح به نظر برسد:

یک برنامه سفر آماده را می‌توان رایگان از اینترنت پیدا کرد، در حالی که برای طراحی اختصاصی سفر باید هزینه پرداخت کرد.

پس ظاهراً طراحی سفر گزینه گران‌تری است.

اما هزینه واقعی سفر فقط پولی نیست که قبل از حرکت پرداخت می‌کنیم.

فرض کنید بدون شناخت کافی از مقصد، هتلی ارزان‌تر اما در موقعیت نامناسب رزرو کرده‌ایم. حالا هر روز هزینه و زمان بیشتری برای رفت‌وآمد می‌دهیم.

بلیت جاذبه‌ای را برای زمان نامناسب خریده‌ایم.

برای مسیری تاکسی گرفته‌ایم که مترو انتخاب بهتری بوده است.

یا برعکس، برای صرفه‌جویی چند یورویی مسیری را با حمل‌ونقل عمومی رفته‌ایم و دو ساعت از یکی از محدودترین منابع سفرمان، یعنی زمان را از دست داده‌ایم.

ممکن است برای تجربه‌ای گران پول داده باشیم که اساساً با علایق ما ارتباطی ندارد، در حالی که تجربه‌ای بسیار ارزشمندتر را به خاطر هزینه کنار گذاشته‌ایم.

اینها هزینه‌های پنهان یک سفرند.

هزینه سفر بدون طراحی

هزینه اصلی سفر
+ انتخاب‌های اشتباه XXX
+ رفت‌وآمدهای غیرضروری XXX
+ رزروهای نامناسب XXX
+ زمان ازدست‌رفته XXX
+ پولی که برای تجربه‌های کم‌ارزش خرج شده XXX

هزینه سفر طراحی‌شده

هزینه اصلی سفر
+ هزینه طراحی X
+ هزینه‌های قابل‌اجتناب کمتر X

البته این به آن معنا نیست که طراحی سفر همیشه و در هر شرایطی هزینه نهایی را پایین می‌آورد.

گاهی اتفاقاً تصمیم درست این است که بیشتر هزینه کنیم.

ممکن است هتلی کمی گران‌تر انتخاب کنیم چون موقعیت آن هر روز یک ساعت از رفت‌وآمد ما کم می‌کند. ممکن است برای یک تجربه خاص پول بیشتری بپردازیم چون یکی از دلایل اصلی سفر ماست.

هدف طراحی سفر الزاماً «ارزان سفر کردن» نیست.

هدف این است که بدانیم:

کجا باید پول خرج کنیم و کجا نباید.

به همین دلیل یک سفر طراحی‌شده می‌تواند هزینه کمتری داشته باشد، یا با همان بودجه کیفیت بسیار بیشتری ایجاد کند.

یک پاریس وجود دارد، اما صدها سفر به پاریس

برج ایفل برای همه همان برج ایفل است.

لوور همان لوور است.

خیابان‌های پاریس تغییر نمی‌کنند.

اما مسافر تغییر می‌کند.

یک زوج ۲۸ ساله در ماه‌عسل، خانواده‌ای با دو کودک، یک عکاس، یک عاشق تاریخ، زوجی بازنشسته، یک دانشجوی کم‌بودجه و کسی که برای پنجمین بار به پاریس آمده است، ممکن است همگی در یک هفته در یک شهر باشند.

اما دلیلی ندارد یک پاریس را تجربه کنند.

و شاید همین بهترین توضیح برای مفهوم Tailor-made Travel باشد.

مثل لباس سفارشی که بر اساس اندازه، نیاز و سلیقه یک نفر ساخته می‌شود، سفر هم می‌تواند برای مسافر مشخصی طراحی شود.

نه اینکه ابتدا سفری آماده داشته باشیم و بعد تلاش کنیم مسافر را داخل آن جا بدهیم.

برنامه سفر کجای طراحی سفر قرار می‌گیرد؟

اگر بخواهم فرایند را خیلی ساده کنم، طراحی سفر تقریباً چنین مسیری دارد:

شناخت مسافر ← هدف سفر ← محدودیت‌ها و امکانات ← انتخاب تجربه‌ها ← حذف و اولویت‌بندی ← طراحی مسیر ← بودجه و حمل‌ونقل ← زمان‌بندی ← برنامه اجرایی

آن چیزی که در انتهای این فرایند به شکل روز اول، روز دوم، ساعت حرکت، جاذبه، حمل‌ونقل و رزرو می‌بینیم، همان Itinerary است.

یعنی برنامه سفر همچنان بسیار مهم است.

اما طراحی سفر از جایی شروع شده که هنوز حتی نمی‌دانستیم چه چیزی قرار است در آن برنامه نوشته شود.

پس طراحی سفر بهتر است یا برنامه سفر؟

این سؤال شاید از اساس سؤال درستی نباشد.

اگر برای اولین بار به شهری می‌روید و فقط می‌خواهید بدانید مهم‌ترین جاذبه‌های آن چیست و چطور آنها را در سه روز ببینید، یک برنامه سفر عمومی خوب می‌تواند کاملاً نیازتان را برطرف کند.

همه سفرها نیازمند طراحی پیچیده نیستند.

اما هرچه سفر طولانی‌تر، گران‌تر یا پیچیده‌تر شود، تعداد مسافران بیشتر شود، تفاوت سن و علایق افراد افزایش پیدا کند یا تجربه‌ای که از سفر می‌خواهیم اهمیت بیشتری داشته باشد، ارزش طراحی سفر هم بیشتر می‌شود.

چون در نهایت مسئله فقط این نیست که در سفر چه کار کنیم.

مسئله این است که از میان صدها کاری که می‌توان انجام داد، کدام‌ها ارزش محدودترین منابع ما ــ زمان، پول و انرژی ــ را دارند.

برنامه سفر می‌تواند به شما بگوید در پاریس چه کار کنید.

طراحی سفر تلاش می‌کند بفهمد کدام پاریس برای شما ساخته شده است.

بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *