در طول سفر دو هفتهای به جزیره مایورکا، بدون هیچ برنامه ریزی قبلی و کاملا به طور اتفاقی بارها پیش آمد که شاهد بازی...
در طول سفر دو هفتهای به جزیره مایورکا، بدون هیچ برنامه ریزی قبلی و کاملا به طور اتفاقی بارها پیش آمد که شاهد بازی...
نفرتم از این روزها شبیه به هوشیار شدن مستــــــی است که سردیِ بوسهای تلخ او را از عمقِ خیالِ آغوشِ معشوق به تلخیِ...
ساندویچ مرغ و بطری آبی که از فرودگاه فرانکفورت در کوله پشتیام مانده را در یخچال خانه میگذارم. پرتقال کوچکی را هم که...
داستان میلاد و مارتین و فرشتهها عصر روز سه شنبه در مادريد نشسته بودم كه ناگهان يادم آمد بايد به “برونو” در...
به شهري آمدهام كه ميدانم سالها قبل در آن زندگي كردهام. روزي روزگاري در اين شهر برو بيايي داشتهام. اينجا، ميدانم كه...
تجربه داستان بیمه و بیمارستان رفتن من در اسپانیا به شیوهای تقریبا غیرمعمول نسبت به آنچه که در ایران اتفاق میفتد، به...
“پالما” به نوعی معروف ترین شهر جزیره بسیار بزرگ “مایورکا” محسوب میشود که معمولا به آن...
روند اتفاقات این روزها به نحوی است که نه هنوز شهرگردی مفصلی پیش آمده و نه فرصت مفصلی برای نوشتن. در کلِ این بیش از یک...
بديِ دوست داشتن تو اين است.كه وقتي تشويشِ تنهايي اثبات مي كند.كه گاهي بايد دستي باشد تا دست ات را وقت چكيدن اشك كمي...
چهار روز است که به اسپانیا آمدهام. دلیل اصلی سفرم حضور در دوره “Tourism Leaders” با موضوع “E...