• Menu
  • Menu

جاهای دیدنی ارمنستان؛ از مرز ایران تا جنگل‌های دیلیجان

ارمنستان فقط ایروان نیست. در این راهنما از نزدیک‌ترین دیدنی‌ها به مرز ایران شروع می‌کنیم و از تاتف، خندزورسک و جرموک تا گارنی، گغارد، سوان و جنگل‌های دیلیجان پیش می‌رویم؛ مسیری برای شناخت چهره‌های متفاوت ارمنستان.

اگر ارمنستان را فقط یک کشور کوچک همسایه ایران یا مقصدی برای چند روز اقامت در ایروان می‌دانید، بخش مهمی از این کشور را ندیده‌اید. در فاصله‌ای نه‌چندان زیاد، ارمنستان مجموعه‌ای از چشم‌اندازهای کوهستانی، دره‌های عمیق، صومعه‌های قرون وسطایی، آثار باستانی، روستاها، دریاچه‌ها و تجربه‌های محلی را کنار هم قرار داده است؛ تنوعی که در سفرهای خودم به این کشور بیش از هر چیز برایم غافلگیرکننده بود.

من این مسیر را از جنوب تا شمال ارمنستان طی کرده‌ام؛ یا به قول خود ارمنی‌ها، «هایاستان». برای همین در این راهنما جاذبه‌ها را نه به ترتیب شهرت، بلکه تقریباً بر اساس حرکت از نزدیک‌ترین بخش‌های کشور به مرز ایران به سمت مرکز و شمال معرفی می‌کنم. اگر زمینی وارد ارمنستان شوید، این ترتیب حتی می‌تواند تصویری از مسیر واقعی سفر به شما بدهد.

ارمنستان؛ کشوری که بهتر است فقط با ایروان قضاوتش نکنیم

یکی از ویژگی‌های سفر به ارمنستان این است که چهره کشور در طول مسیر مرتب تغییر می‌کند. جنوب، کوهستانی و دراماتیک است؛ اطراف گارنی و گغارد تاریخ و زمین‌شناسی در هم می‌آمیزند؛ اطراف ایروان بعضی از مهم‌ترین بناهای مذهبی کشور قرار دارند؛ و هرچه به سوان و دیلیجان نزدیک می‌شوید، آب، جنگل و سرسبزی سهم بیشتری از منظره پیدا می‌کنند.

به همین دلیل اگر فرصت دارید، سفر به ارمنستان را به اقامت در پایتخت محدود نکنید. بخش مهمی از جذابیت این کشور در جاده و در فاصله میان شهرهاست.

صومعه تاتف؛ بر فراز دره وُروتان

تاتف یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های جنوب ارمنستان است. مجموعه صومعه روی لبه فلاتی سنگی و مشرف به دره عمیق وُروتان قرار گرفته و پیش از آنکه وارد بنا شوید، موقعیت جغرافیایی آن توجهتان را جلب می‌کند. ساختمان‌های اصلی مجموعه از قرن نهم تا سیزدهم شکل گرفته‌اند و تاتف در دوره‌هایی علاوه بر مرکز مذهبی، یکی از مراکز مهم علمی و آموزشی ارمنستان بوده است.

نکته‌ای که گاهی درباره تاتف اشتباه گفته می‌شود این است که صومعه در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده؛ تاتف در حال حاضر در «فهرست موقت» یونسکو قرار دارد، نه فهرست نهایی میراث جهانی. اما این تفاوت چیزی از اهمیت تاریخی و منظره استثنایی آن کم نمی‌کند.

برای من جذابیت اصلی تاتف دقیقاً در همین ترکیب بود: یک مجموعه تاریخی هزارساله در برابر دره‌ای عظیم. اینجا از آن جاذبه‌هایی نیست که تاریخ و طبیعت را بتوان از هم جدا کرد؛ هرکدام بخشی از تجربه دیگری است.

خندزورسک؛ زندگی در دل صخره‌ها

در نزدیکی گوریس، خندزورسک قدیم تصویری متفاوت از سکونت در جنوب ارمنستان نشان می‌دهد. برای نسل‌ها مردم در فضاها و خانه‌هایی زندگی می‌کردند که بخشی از آنها در دل صخره‌ها شکل گرفته بود و این منطقه زمانی یک سکونتگاه پرجمعیت و فعال محسوب می‌شد.

امروز یکی از عناصر شناخته‌شده خندزورسک پل معلقی است که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد. عبور از پل فقط یک تفریح نیست؛ از روی آن می‌توان مقیاس دره و پراکندگی سکونتگاه‌های صخره‌ای را بهتر درک کرد. اگر تاتف عظمت معماری مذهبی جنوب ارمنستان را نشان می‌دهد، خندزورسک روایت زندگی روزمره مردمی است که خودشان را با جغرافیای سخت منطقه تطبیق داده بودند.

جرموک؛ آب، کوهستان و هوای خنک

جرموک از شناخته‌شده‌ترین شهرهای آب‌معدنی ارمنستان است و حال‌وهوایش با بسیاری از توقف‌های تاریخی این مسیر تفاوت دارد. اینجا بیشتر برای طبیعت، چشمه‌های آب معدنی، هوای کوهستانی و فضای آرامش‌بخش شناخته می‌شود.

یکی از جاذبه‌های طبیعی شهر آبشار جرموک است. اگر در مسیر جنوب ارمنستان زمان کافی دارید، جرموک می‌تواند توقفی باشد که ریتم سفر را برای چند ساعت از صومعه‌ها و آثار تاریخی به طبیعت تغییر دهد.

سمفونی سنگ‌ها؛ معماری‌ای که انسان نساخته است

در دره آزات و در نزدیکی گارنی به یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های طبیعی ارمنستان می‌رسیم: Symphony of Stones یا «سمفونی سنگ‌ها». دیواره‌هایی از ستون‌های بازالتی منظم که بعضی پنج‌ضلعی و بسیاری شش‌ضلعی‌اند و از دور چنان دقیق به نظر می‌رسند که تصور طبیعی بودنشان آسان نیست.

این فرم‌ها نتیجه سردشدن و انقباض گدازه‌های آتشفشانی‌اند. هنگام سردشدن تدریجی گدازه، شکستگی‌های منظم در سنگ ایجاد شده و ساختاری را پدید آورده‌اند که زمین‌شناسان آن را columnar jointing می‌نامند. بررسی‌های زمین‌شناسی، جریان گدازه این منطقه را حدود ۱۲۷ هزار ساله می‌دانند؛ بنابراین عدد «ده میلیون سال» که گاهی درباره این سنگ‌ها گفته می‌شود دقیق نیست.

وقتی زیر این دیواره‌ها می‌ایستید، شباهت ستون‌ها به لوله‌های یک ارگ بزرگ دلیل نام‌گذاری محل را روشن می‌کند. سمفونی سنگ‌ها یکی از بهترین مثال‌های ارمنستان برای دیدن این است که گاهی طبیعت می‌تواند هندسی‌تر از معماری انسان به نظر برسد.

معبد گارنی؛ پیوند ارمنستان با جهان باستان

گارنی یکی از متفاوت‌ترین بناهای تاریخی ارمنستان است. در کشوری که بخش بزرگی از میراث مشهور آن را کلیساها و صومعه‌های مسیحی تشکیل می‌دهند، ناگهان با بنایی ستون‌دار و کلاسیک روبه‌رو می‌شوید که شما را به دوره پیش از مسیحی‌شدن ارمنستان می‌برد.

معبد گارنی معمولاً به قرن اول میلادی و دوره تیرداد اول نسبت داده می‌شود. این بنا بخشی از مجموعه‌ای سلطنتی و استحکامی در نقطه‌ای مشرف به دره آزات بوده است. درباره کارکرد دقیق معبد و نسبت آن با مهر یا میترا دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد؛ بنابراین بهتر است آن را با قطعیت «معبد میترایی» ننامیم. آنچه روشن است، گارنی مهم‌ترین بنای کلاسیک باقی‌مانده از ارمنستان باستان است و معماری آن تأثیرات هلنیستی و سنت‌های محلی را کنار هم نشان می‌دهد.

گارنی و ارتباط تاریخی با ایران

برای یک مسافر ایرانی، داستان گارنی لایه دیگری هم دارد. تیرداد اول از خاندان اشکانی بود و با حمایت ایران اشکانی به پادشاهی ارمنستان رسید. به این ترتیب بخشی از تاریخ این مکان در فضایی شکل گرفته که ایران، ارمنستان و روم دائماً با یکدیگر در تعامل و رقابت بودند.

مجموعه گارنی فقط معبد امروزی نبوده است. بقایای کاخ، حمام و سازه‌های دیگر در محوطه دیده می‌شود و موزاییک معروف حمام نیز نمونه‌ای از آمیزش فرهنگی آن دوره است. خود معبد در زلزله سال ۱۶۷۹ فرو ریخت و در دوره شوروی، در قرن بیستم، با استفاده گسترده از سنگ‌های اصلی بازسازی شد.

در محوطه حتی با کتیبه‌ای فارسی روبه‌رو می‌شوید که یادگاری از دوره قاجار است؛ جزئیاتی که بار دیگر نشان می‌دهد تاریخ این منطقه را نمی‌توان در مرزهای سیاسی امروز خلاصه کرد.

صومعه گغارد؛ معماری در دل کوه

کمی آن‌طرف‌تر از گارنی، گغارد تجربه کاملاً متفاوتی است. بخش مهمی از کلیساها و آرامگاه‌های این مجموعه مستقیماً در سنگ تراشیده شده‌اند و همین ویژگی باعث شده گغارد یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های معماری صومعه‌ای ارمنستان باشد. صومعه گغارد و بخش بالایی دره آزات از سال ۲۰۰۰ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند.

ریشه‌های مجموعه به اوایل دوره مسیحیت در ارمنستان نسبت داده می‌شود، اما بخش اصلی معماری‌ای که امروز می‌بینیم در قرن سیزدهم تکمیل شده است. در فضای داخلی، سنگ، تاریکی، رطوبت و نوری که از روزنه‌های محدود وارد می‌شود، کیفیتی ایجاد می‌کنند که با دیدن نمای بیرونی بنا قابل تصور نیست.

چرا نام آن گغارد است؟

«گغارد» به معنای نیزه است. بر اساس سنت کلیسای ارمنی، نیزه‌ای که گفته می‌شود پهلوی مسیح را هنگام مصلوب‌شدن زخمی کرده بود به ارمنستان آورده شد و برای چند قرن در این صومعه نگهداری می‌شد. این روایت بخشی از سنت مذهبی است و باید آن را از یک ادعای تاریخی اثبات‌شده جدا دانست. این یادگار در قرن هجدهم به اچمیادزین منتقل شد.

اگر هنگام مراسم مذهبی وارد گغارد شوید، تجربه بنا شکل دیگری پیدا می‌کند. روزی که من آنجا بودم، شمع‌ها، آواز و حضور عبادت‌کنندگان باعث شده بود معماری دیگر فقط چیزی برای تماشا نباشد؛ صومعه هنوز فضایی زنده بود.

ایروان؛ توقفی که خودش یک سفر جداگانه است

ایروان را عمداً در این مقاله کوتاه نگه می‌دارم، چون پایتخت ارمنستان به اندازه‌ای دیدنی و تجربه شهری دارد که بهتر است جداگانه درباره آن صحبت کرد. میدان جمهوری، کاسکاد، موزه‌ها، بازارها، کافه‌ها و لایه‌های مختلف تاریخی شهر هرکدام زمان می‌خواهند.

اگر قرار است برای اولین بار به ارمنستان سفر کنید، ایروان می‌تواند پایگاه مناسبی برای بخشی از سفر باشد، اما پیشنهاد من این است که کشور را با پایتخت یکی نگیرید. بسیاری از تجربه‌هایی که در ذهن من از ارمنستان باقی مانده‌اند، خارج از ایروان اتفاق افتاده‌اند.

اچمیادزین؛ قلب مذهبی ارمنستان

کلیسای جامع اچمیادزین در واگارشاپات، نزدیک ایروان، مهم‌ترین مرکز کلیسای حواری ارمنی و یکی از مهم‌ترین مکان‌های مذهبی کشور است. یونسکو بنای نخستین کلیسای جامع را به سال‌های ۳۰۱ تا ۳۰۳ میلادی و دوره تیرداد سوم و گریگور روشنگر نسبت می‌دهد.

اچمیادزین و کلیساهای پیرامون آن همراه با محوطه باستان‌شناسی زوارتنوتس در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند. اهمیت اینجا فقط در قدمت نیست؛ اچمیادزین برای فهم جایگاه مسیحیت در هویت تاریخی و فرهنگی ارمنستان یکی از کلیدی‌ترین نقاط کشور است.

دژ آمبرد؛ قلعه‌ای در ارتفاعات آراگاتس

آمبرد روی دامنه کوه آراگاتس و در ارتفاع حدود ۲۳۰۰ متری قرار دارد؛ موقعیتی که به‌تنهایی دلیل اهمیت نظامی آن را توضیح می‌دهد. سابقه ساخت بخش‌هایی از مجموعه به قرن هفتم می‌رسد و آمبرد در قرون بعد توسعه یافت و به یکی از استحکامات مهم منطقه تبدیل شد.

قلعه در سال ۱۲۳۶ در حمله مغول‌ها به‌شدت آسیب دید، بعدها دوباره بازسازی شد و در اواخر قرن چهاردهم، در دوره یورش‌های تیمور، اهمیت خود را از دست داد و متروک شد. بنابراین نسبت دادن تمام ویرانی امروزی قلعه فقط به حمله تیمور تصویر کاملی از تاریخ آمبرد نیست.

کلیسای واهراماشن

در کنار ویرانه‌های قلعه، کلیسایی سنگی از قرن یازدهم قرار دارد که معمولاً با نام واهراماشن یا کلیسای سورپ آستواتساتسین شناخته می‌شود و ساخت آن به سال ۱۰۲۶ نسبت داده شده است. تضاد میان کلیسای نسبتاً سالم و بقایای دژ، یکی از جذاب‌ترین تصاویر این مجموعه است: در یک قاب، معماری نظامی و مذهبی قرون وسطای ارمنستان کنار هم قرار گرفته‌اند.

آشتاراک؛ خانه قدیمی، شراب و سوجوخ

همه دیدنی‌های ارمنستان بنا و منظره نیستند. بخشی از شناخت کشور زمانی اتفاق می‌افتد که وارد زندگی روزمره و سنت‌های محلی شوید. در آشتاراک من این فرصت را داشتم که وارد یک خانه قدیمی شوم و انبار شراب سنتی آن را ببینم؛ فضایی که نشان می‌داد تولید و نگهداری شراب چطور بخشی از فرهنگ خانگی منطقه بوده است.

اما یکی از جذاب‌ترین تجربه‌ها درست‌کردن سوجوخ بود؛ شیرینی‌ای که با گردو و ترکیبی بر پایه آب انگور تهیه می‌شود. چنین تجربه‌هایی شاید در فهرست «جاذبه‌های معروف» کمتر دیده شوند، اما برای من دقیقاً همان بخش‌هایی هستند که یک مقصد را از مجموعه‌ای از بناها و عکس‌ها به یک فرهنگ زنده تبدیل می‌کنند.

بیوراکان؛ تجربه میزبانی ارمنی

در بیوراکان، Tonatsuyts Cultural Center فرصتی برای دیدن بخشی از آیین‌ها و فرهنگ میزبانی ارمنی فراهم می‌کند. اینجا از آن توقف‌هایی است که هدفش دیدن یک بنای مشهور نیست؛ موضوع اصلی، تجربه فرهنگ است.

موسیقی، غذا، آیین پذیرایی و شیوه حضور میزبان‌ها کمک می‌کند تصویری متفاوت از ارمنستان شکل بگیرد؛ تصویری که در بازدید معمول از کلیساها و موزه‌ها به‌تنهایی به دست نمی‌آید.

تساغکونک؛ لواش فقط یک نان نیست

در روستای تساغکونک می‌توان یکی از مهم‌ترین سنت‌های خوراکی ارمنستان را از نزدیک دید: پخت لواش. خمیر، تنور، سرعت دست نانواها و شیوه‌ای که نان روی دیواره تنور قرار می‌گیرد، کل فرایند را به چیزی فراتر از آماده‌کردن غذا تبدیل می‌کند.

معماری سنتی فضایی که من در آن این تجربه را دیدم نیز جالب بود؛ سازه‌ای با فرم موسوم به Hazarashen که در معماری سنتی منطقه دیده می‌شود. اگر به فرهنگ غذا علاقه دارید، چنین توقفی می‌تواند به‌اندازه یک بنای تاریخی درباره جامعه محلی حرف داشته باشد.

دریاچه سوان؛ آبی بزرگ در ارتفاعات ارمنستان

هرچه به سمت شمال و شرق کشور حرکت می‌کنیم، چهره ارمنستان دوباره تغییر می‌کند. دریاچه سوان یکی از مهم‌ترین مناظر طبیعی کشور و یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های آب شیرین مرتفع منطقه است.

برای من قایق‌سواری روی سوان راه بهتری برای درک مقیاس دریاچه بود. وقتی از ساحل فاصله می‌گیرید، وسعت آب و کوهستان‌های اطراف بیشتر خودشان را نشان می‌دهند. سوان از آن توقف‌هایی است که اگر مسیرتان اجازه می‌دهد، بهتر است فقط از کنار آن عبور نکنید.

دیلیجان؛ ارمنستان سبزتر می‌شود

دیلیجان یکی از سرسبزترین و آرام‌ترین بخش‌های این مسیر است. شهر در میان جنگل‌ها و ارتفاعات قرار گرفته و به همین دلیل گاهی با عنوان «سوئیس ارمنستان» معرفی می‌شود؛ هرچند به نظرم بهتر است اجازه بدهیم دیلیجان هویت خودش را داشته باشد.

خیابان‌ها و بخش‌های قدیمی شهر ارزش قدم‌زدن دارند، اما چیزی که برای من بیشتر ماند، طبیعت اطراف بود. کافی است کمی از بافت شهری فاصله بگیرید تا چشم‌اندازهای جنگلی و کوهستانی جای ساختمان‌ها را بگیرند. اگر سفر را از جنوب آغاز کرده باشید، این تغییر منظره بسیار محسوس است: ارمنستانی که در تاتف با دره‌های سنگی شروع شده بود، اینجا به جنگل رسیده است.

هاغارتسین؛ پایان مسیر در دل جنگل

برای پایان این مسیر، انتخاب من صومعه هاغارتسین در جنگل‌های اطراف دیلیجان است. مجموعه‌ای از بناهای مذهبی قرون وسطایی که بخش‌های مختلف آن عمدتاً میان قرن‌های دهم تا سیزدهم شکل گرفته‌اند و در میان جنگل پنهان شده‌اند.

جذابیت هاغارتسین فقط خود کلیساها نیست. سنگ بناها در میان سبزی درختان تضادی ایجاد می‌کند که کاملاً با صومعه‌های مناطق خشک‌تر ارمنستان متفاوت است. سکوت جنگل هم بخشی از تجربه است؛ انگار بعد از تمام جاده‌ها، قلعه‌ها، شهرها و دره‌های مسیر، سفر آرام‌آرام در همین نقطه فروکش می‌کند.

اگر اولین بار است به ارمنستان می‌روید، کدام جاذبه‌ها را انتخاب کنید؟

پاسخ به مدت سفر و علایق شما بستگی دارد. اگر فقط سه روز زمان دارید، منطقی‌تر است ایروان را پایگاه قرار دهید و یک روز را به گارنی، سمفونی سنگ‌ها و گغارد اختصاص دهید و بسته به برنامه، اچمیادزین یا سوان را هم اضافه کنید.

با پنج روز فرصت، امکان اضافه‌کردن دیلیجان و هاغارتسین یا حرکت به سمت جنوب بیشتر می‌شود. اما اگر می‌خواهید تصویری جدی‌تر از کشور داشته باشید، یک سفر حدود هفت‌روزه امکان ترکیب جنوب، ایروان و شمال را بسیار واقع‌بینانه‌تر می‌کند.

برای سفر زمینی از ایران، ماجرا جذاب‌تر است؛ چون از همان ابتدا وارد جنوب کشور می‌شوید و می‌توانید به‌جای رفتن مستقیم به ایروان، مسیر را به‌تدریج بسازید: جنوب، مرکز و سپس شمال. در چنین سفری خود جاده بخشی از مقصد می‌شود.

ارمنستان برای چه کسی مقصد جذابی است؟

اگر فقط دنبال یک سفر شهری هستید، ایروان به‌تنهایی می‌تواند چند روز شما را پر کند. اما اگر تاریخ، معماری مذهبی، جاده، کوهستان، زمین‌شناسی، غذا و تجربه‌های محلی برایتان جذاب است، ارمنستان بسیار بزرگ‌تر از چیزی است که اندازه‌اش روی نقشه نشان می‌دهد.

من تصاویر این مسیر را در دو سفر مختلف ضبط کردم؛ یک سفر جاده‌ای با دوستانم در ارمنستان و یک فم‌تریپ به دعوت نهاد رسمی گردشگری ارمنستان. کنار هم قرار گرفتن این دو تجربه باعث شد کشور را نه فقط از پنجره یک سفر، بلکه در موقعیت‌ها و مسیرهای متفاوت ببینم.

و شاید مهم‌ترین چیزی که از این سفرها برای من باقی مانده همین باشد: ارمنستان را نباید فقط با فاصله‌اش از ایران یا با ایروان تعریف کرد. برای کشف واقعی آن باید وارد جاده شد، از جنوب به شمال حرکت کرد و اجازه داد هر منطقه چهره متفاوتی از «هایاستان» را نشان بدهد.

بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *