• Menu
  • Menu

زوریخ

شاید از سالهای کودکی که من (و همه ما ایرانیها)، درباره سوییس و زیباییهای سوییس شنیده بودم، این اشتیاق را داشتم که این کشور را ببینم. ما ایرانیها یک سری تصورات داریم که این تصورات در باورهای ما به عنوان یک واقعیت ثبت شده. مثلا در یک نگاه عمومی نظر ما ایرانیها نسبت به آلمانی ها این است که مردمانی خشک و ماشینی هستند و غالبا نگاه مثبتی به مردم آلمان (در مقایسه با مردم کشورهای اروپای غربی) وجود ندارد. یا مثلا وقتی که می خواهیم از زیبایی جایی حرف بزنیم، اون مکان رو به سوییس تشبیه می کنیم. حتما در اولین فرصت یک مطلب راجع به تصورات ما ایرانیها (با تکیه بر تصورات شخصی خودم) در مورد اروپا و اروپاییها و مقایسه اون با واقعیت های موجود و قابل لمس (بر اساس ادراکات شخصی خودم) می نویسم.
از این مقدمه که بگذریم، واقعیتش زوریخ به اندازه تصوراتی که از قبل برام ساخته شده بود، زیبا نبود. البته اذعان می کنم که زوریخ واقعا شهر زیبایی است و دیدنش – و از اون مهمتر، درک کردن این شهر – خیلی خیلی لذت بخشه. اما تصوری که من نسبت به این شهر داشتم، خیلی فراتر از این بود که فکر می کنم دلیلش همون مسئله تصوراتی است که از قبل در ذهنم (ذهنمون) ساخته شده.

چند تا نکته شاخص توی زوریخ به وضوح قابل دیدنه که به اونها اشاره می کنم:

قیمت: اینجا واقعا قیمت ها بالا است. بالاتر از تمام کشورهای دیگه! من حدود 14 کشور اروپایی رو دیدم؛ اما توی هیچ کدوم تا این حد از لحاظ قیمت اذیت نشده بودم.
ساعت: اینجا ساعت خیلی زیاده. بزرگترین ساعت کلیسا در اروپا هم اینجاست. روی یک برج که از خیلی از جاهای شهر قابل دیدنه.
مد: یک خیابان معروف که راسته مد و فشن هست و همیشه پر از آدم. این مهمترین خیابون زوریخه.
دریاچه: یک دریاچه زیبا در دل شهر! خیلی از شهرهای اروپا وسطش رود یا کانال های آب هست (که البته در زوریخ هم هست)، اما وجود یک دریاچه در دل شهر، اتفاق بسیار مبارکیست!
نقاشی های روی شیشه: مهمترین نقاشی های روی شیشه جهان، بر روی شیشه های کلیسای فرامونستر زوریخ انجام شده که گردشگران زیادی برای دیدن این نقاشی ها به این کلیسا می آیند.

اتفاق خیلی خوبی که در زوریخ برای من افتاد، این بود که در ابتدای شهر گردی، به کیوسک کرایه دوچرخه برخورد کردم. برای من که وقتم برای بازدید از جاذبه های شهر خیلی محدوده، استفاده از دوچرخه واقعا غنیمته. از اینها که بگذریم، دو تا نکته مهم در این کرایه دوچرخه وجود داشت:

بابت در اختیار قرار دادن دوچرخه به متقاضیان، پولی دریافت نمی کردند! یعنی اجاره رایگان دوچرخه. با توجه به بالا بودن قیمت ها در زوریخ، لذت دوچرخه رایگان چند برابر بود…
دو مدل دوچرخه برای اجاره بود. دوچرخه های معمولی و دوچرخه های موتوردار. دوچرخه های موتوردار یک وسیله مکانیکی داشت که با باتری کار می کرد و وقتی که روشنش می کردم، سرعت حرکت رو زیاد می کرد. یعنی وقتی که رکاب می زدم، اگر اون دستگاه خاموش بود، سرعت حرکت مثل یک دوچرخه عادی بود؛ اما وقتی روشنش می کردم، سرعت حرکت تقریبا نزدیک به دو برابر می شد. به عبارت دیگه با یک انرژی کم، میشد با سرعت زیاد حرکت کرد. این یکی واقعا تجربه منحصر بفردی بود.

و اما توضیحاتی درباره زوریخ و بعد هم توصیف جاذبه هایی که از زوریخ در مدت اقامتم دیدم:

شهر زویخ در شمال سوییس، مرکز کانتون و بزرگترین شهر این ایالت است. این شهر در شمال غربی دریاچه زوریخ، در اطراف رود لیمات قرار گرفته است که این شهر را به دو قسمت تقسیم می کند. مرکز تاریخی شهر، لیدنهوف (lidenhof) تپه طبیعی کوچکی در سمت چپ ساحل رودخانه لیمات و حدود 700 متری دریاچه است، اما مرکز مدرن و جدید شهر در غرب رودخانه قرار دارد.

خیابان بانهوف (Bohnhofstrasse):

نبض فعالیت های اصلی زوریخ در این خیابان می زند. فروشگاه های تجاری و برندهای سرشناس پوشاک و ساعت و ساختمان های اداری و تجاری در بخش های مختلف این خیابان تاریخی به وفور دیده می شوند و خیل مردم و گردشگرانی که در این خیابان در حال راه رفتنند.

تپه لیندنهوف (Lindenhof):

اینجا یک پارک (تپه) هست که بلندترین نقطه بخش تاریخی شهر زوریخ محسوب میشه و از داخل این پارک میشه نماهای بسیار زیبایی از شهر زوریخ رو ملاحظه کرد.

کلیسای سنت پیتر (St Peter):

این کلیسا یکی از 3 کلیسای اصلی شهر زوریخ (شامل کلیساهای گراس مونستر، فرامونستر و سنت پیتر) است که تاریخچه طولانی دارد و در دوره های مختلف از جمله رومانسک و گوتیک تغییرات مهمی در آن ایجاد شده است. ساختمان فعلی کلیسا در سال 1706 میلادی ساخته شده و بزرگترین صفحه ساعت کلیسا در اروپا بر روی برج این کلیسا قرار دارد که قطر آن نزدیک به 9 متر است.

کلیسای فرامونستر (Fraumunster):

کلیسای قدیمی شهر زوریخ که قرن ها صومعه ای مهم بوده است، پس از تخریب صومعه در سال 1898، اکنون کلیسایی با معماری گوتیک است و می توان گفت که مهمترین پنجره های کلیسا در جهان را داراست؛ چرا که این پنجره ها را مارک شاگال (Marc Chagallنقاش برجسته یهودی‌الاصل فرانسوی – روسی و از پیشگامان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی است. برخی از تابلوهای وی هم‌اکنون در موزه هنرهای معاصر تهران و کاخ سعدآباد تهران نگهداری می‌شوند. این آثار در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی و به همت فرح پهلوی خریداری شدند) نقاشی کرده است. همچنین شیشه های شمالی این کلیسا نیز توسط آلبرتو جیاکومتی (Alberto Giacometti۱۹۰۱-۱۹۶۶مجسمه‌ساز و نقاش سوئیسی که کارهای او در بسیاری از موزه‌های معتبر جهان از جمله موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می شود. از اواخر دهه ۱۹۳۰ مجسمه‌هایش را با دست و پا و بدن درازتر از معمول ساخت. در ۱۹۶۲ جایزه اول بینال ونیز را برد و به شهرت جهانی رسید. در فوریه ۲۰۱۰ یکی از مجسمه‌های او به نام مردی که راه می‌رود به مبلغ ۶۵ میلیون دلار فروخته شد که تا آن زمان گران‌ترین مبلغ در حراج آثار هنری بوده‌است) نقاشی شده است.

گراس مونستر(Grossmunster”great minster”):

کلیسای بزرگ درست در مقابل کلیسا (صومعه) فرامونستر قرار داشته و به نوعی این دو عبادتگاه رقیب هم محسوب می شده اند. این کلیسا دارای برجهایی دو قلو به سبک رومی است که خود را در شهر زوریخ کاملا متمایز می نمایاند. این دو برج برای اولین بار بین سالهای 1487 و 1492 میلادی ساخته شدند. اما بخش های مهمی از آن در سال 1781 در آتش تخریب شد و به دنبال آن بخش هایی به سبک نئو گوتیک به آن اضافه شد. برجهای این کلیسا از سوی ریچارد واگنر به دو فلفل پاش (فلفل ساب) تشبیه شده است. در بخش زیر زمین این کلیسا نیز قبرستانی تاریخی کشف شده است. از دیگر ویژگیهای این کلیسا می توان به شیشه های رنگی نقاشی شده آن توسط آگوستو جیاکومتی (Augusto Giacometti1877–1947 نقاش سوییسی) و درهای برنزی آن که در سال های 1935 و 1950 اضافه شد، اشاره کرد.

این کلیسا از یک لحاظ دیگر نیز در میان مردم زوریخ دارای جایگاه خاصی است که دلیل آن اتفاق تاریخی است که آغازگر اصلاحات اساسی در زوریخ بوده است.

دریاچه زوریخ:

در جنوب شرقی شهر زوریخ این دریاچه زیبا واقع شده و چشم انداز بسیار زیبایی دارد. همواره مردمان زیادی در کناره این دریاچه نشسته اند و از منظره زیبا و حرکت پرندگان و تفریحات آبی موجود لذت می برند.

بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات

Majid Erfanian